آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
263
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
ايران فراهم آورد . پر بىربط نيست كه با ديد و انديشهء مورخان يونانى و رومى قرابت داشته باشد و يا از ميشله ، كارلايل و ينبوهر سخن راند . آوانس ، در مقدمهاى كه بر سفرنامهء برادران شرلى آورده ، تاريخ را گاهى علم و گاهى فن مىخواند . پس به واقع از نظر فكرى جوانب فلسفى و فنى را به درستى مورد شناسايى قرار داده و بر حادثات تاريخى چنين منظورى را مترتب مىداند : « منظور اصلى مؤسسين اساس جديد تاريخ دقت در تفحص حقيقت وقايع مىباشد » . « 1 » براين قرار سير حوادث را بر هر ملتى چنين تشخيص مىدهد : « منزل يك ملتى عبارت است از وقايع متواليه كه بهطور تسلسل وقوع يافته » « 2 » پس بناى هر حادثهء جديد سلسله حوادث پيشين است . بر اين مبنا چنانچه در سنجش هر واقعه برآييم بايد رشتهء حوادث ماضيه را مورد كنكاش قرار دهيم . آوانس بر اين تأكيد است كه « تاريخ بايد عين حقيقت باشد تا مثمر ثمر واقع شود » . « 3 » بر اين مبناست كه مدعى مىشود « پس از روى وطنخواهى و حميت مذهبى تاريخ نوشتن به عينه حكم شعر گفتن مريض را دارد » . « 4 » آنچه از روشهاى تحقيق در منظر آوانس آشكار است اينكه مورخ بايد به دنبال تجسس و تفحص چونان حقيقتى قابل تصور باشد و فصاحت و بلاغت را به كنارى گذاشته و توضيح احوالات فعلى را از زمان پيشين دريابد . مورخ جديده موظف است كه به سخن شهودى كه به رأى العين مطلبى را نديدهاند گوش ندهد و فقط ، به تحقيق و
--> ( 1 ) . همان ، ص 4 . ( 2 ) . همانجا . ( 3 ) . همان ، ص 5 . ( 4 ) . همانجا .